« چه كسي شيريني را از ظرف شيريني برداشت ؟ »
1 . عجب كتابيه اين « خداحافظ گاري كوپر » … پدر آدم رو در مياره : « يك ماداگاسكار واقعي » . امروز شروع كردم كه براي بار دوم بخونمش و تازه فهميدم كه دفعهي قبل هيچي نفهميده بودم ! بيخود نبود كه اينقدر از اين كتاب تعريف ميكردند و من دليلش رو نميفهميدم ! جدآ همتون رو دعوت ميكنم كه اين كتاب رو بخونيد . اگر حتي يك بار تو زندگيتون اين احساس بهتون دست داده كه يك نفر شيريني رو از ظرف شيشهاي برداشته ، اين كتاب رو بخونيد . اون وقت ميبينيد كه عقرب ، دختر باكره و ماداگاسكار هيچ فرقي با هم ندارن و نيز ميفهميد كه احساس جنسي ناشي از انزال در خرچنگها 24 ساعت طول ميكشه و علتش اينه كه خرچنگها ايدئولوژي ندارن و مجبور نيستن كه براي آزادي از تعلق به كوه بروند و لج مردهاي فرانسوي رو دربيارن و خيلي چيزاي ديگه كه از اين كتاب ميفهميد … مثلا ميفهميد كه هيچكدوم اينها رو نبايد بفهميد ، چون هيچكدوم واقعيت ندارن : همانطور كه « حقيقت » واقعيت نداره و فقط برف واقعيت داره . چون در غیر اینصورت وارد فضای روانشناسی میشید و روانشناسی یک چیز مزخرفیه که فقط به درد ارتفاع صفر متر بالای هیچ میخوره و ...
خدا عمر بده اين انتشارات نيلوفر رو كه اين كتاب رو پارسال بعد از بيست سال تجديد چاپ كرد . اون هم بدون هيچگونه سانسور . روش تجديد چاپ اين كتاب هم در نوع خودش جالبه . ارشاد مجوز نميداده و انتشارات هم حاضر به سانسور نبود . در نهايت قرار ميشه كه كتاب بدون سانسور چاپ بشه ولي با اين شرط كه در صورت كوچكترين اعتراض و شكايتي ، انتشارات مسؤول باشد .مدير انتشارات نيلوفر چي شد گفت كه ميخواهم اين شاهكار رو هم با همين روش چاپ كنيم…البته الان حدود سه سال است كه ميگه اين كتاب جويس ( اوليس ) رو بزودي چاپ ميكنيم و هنوز ما از خوندن بهترين رمان قرن بيستم ( به انتخاب بهترين نويسندگان دنيا ) محروميم . اما گذشته از اين حرفها ، انتشارات نيلوفر واقعا خيلي بر گردن ادبيات داستاني ما و بر گردن همهي اونايي كه توانستند توي اين سه دهه ، بخشي از بهترين داستانهاي جدي و معتبر دنيا رو بخونند .يكي از فوايد روزهاي تعطيل ميتواند مطالعه شاهكارهاي ادب همچون"خداحافظ گاري كوپر "باشد. .
بخونيد و كلي كيف كنيد...
مسابقه انتخاباتی با موضوع مردمسالاری مدنی
روز ۲۴ مهر مردم ایران با حضور خود در صحنه انتخابات حماسه ای دیگر آفریدند. در این انتخابات شخصیت های مملکت با حضور در پای صندوق به مردمسالاری مدنی (ببخشید دور زدن دینی) رای دادند.
یکی از این شخصیت ها آقای جامعه مدنی بود که با شریک قافله در جماران در کنار بچه خردسال و ابله(سید حسن) به قول خودشان انتخاب کردند. در یکی از سایت ها از این آِقای جامعه مدنی فیگوری گرفته که توی هیچ عطاری نتوانستیم داروی شفا بخش حتی داروی تشخیص مصلحت نظام پیدا کنیم.
به همین دلیل مسابقه ای در قالب شعرـمعرـدریوری ـفیلم و میلم در قالب بلند ـکوتاه ـمتوسط و غیره برگزار کردیم.به همه برگزیدگان بدون قرعه خوری جایزه تقدیم نمی گردد.
این شما و این عکس
ممد ژانگولر

وجودم اشک شده است.
همه وجودم از اشک می جوشد.

می لرزد،میسوزد و خاکستر می شود.
اشک شدم و دیگر هیچ.
به من اجازه بده که در جوارات قربانی شوم
و بر خاک ریخته شوم
و از وجود اشکم غنچه ای بشکفد
که نسیم عشق و عرفان و فداکاری ار آن سرچشمه بگیرد.
متن فوق قسمتی از مناجات شهید دکتر چمران با خداوند می باشد.این مناجات سراسر از زجه و مویه های این مرد بزرگ است.چمران که همه رشادت های او را در لبنان و غایله کردستان بیاد دارند.صلابت و مناجات او...آنان کجا بودند و ما کجاییم.
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)
آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد.
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.
زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.
روز های جمعه تمام مردم ایران و منتظران ظهور مولایمان حضرت اباصالح المهدی (عج) سرود دلنشین و یا به نوعی دلنوشته های مرحوم محمد رضا آقاسی را می شنوند که با تمام حس همراه با اشک آن را می خواند.

خبر آمد خبری در راه است
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
میروم بار دگر مستم کند
بیسر و بیپا و بیدستم کند
میروم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمام خویش را
با همهی لحن خوش آواییم
در به در کوچهی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمهی تو از همه پر شورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایهی ما میشدی
مایهی آسایهی ما میشدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینهی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامهی جان من است
نامهی تو خط امان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعدهی دیدار ما
دل مستمندم ای جان، به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطهی عطفی به اوج آیینم
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانهی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
مرحوم محمد رضا آقاسی
جمعی به تو مشغول و تو غافل ز میانه

می توان یکی از مصادیق شعر « جمعی به تو مشغول و تو غافل ز میانه » را سید محمد خاتمی دانست. تو این هشت سال ، تعداد زیادی بودند که دور او جمع شدند و به او امید داشتند، اما او در فکر تثبیت موقعیت خودش تو بیت و اون دور و اطراف بود، نه مردمی که به او رای دادند و خاسته های سیاسی یا اقتصادی از او داشتند. اگه شیر خر نخورده باشین و بخاین واقع بین باشین، نباید تو این انتخابات پیش رو شرکت کنین. تو این چند سال ، چه انتخاباتی، به معنای واقعی کلمه، انتخابات بوده؟ اگه سراغ دارین نشونم بدین تا منم تو این یکی شرکت کنم..
به نقل از وبلاگ المرغ العربی
اهی به آخرین فیلم فریدون حسن پور
اينجا همه خوابند
فرمول تكراري« معناگرايي+فضاي روستايي+آدمهاي بي سواد و ابله» خلاصه داستان فيلم" وقتي همه خواب بودند"است. نمي دانم تا كي بايد بحث هاي معنوي در قالب موقعيت و انسان ها جاهل و حماقت بار در سينماي معناگرا بايد مطرح شود. اينكه پيرزني رنجور و نحيف با چند بچه خردسال و يك پسر خل وضع جهت طواف خانه خدا راه افتند با نيازهاي معاصر ديني تضاد دارد.
"وقتي همه خواب بودند" آخرين ساخته فريدون حسن پور به تمام مادران دنيا تقديم شده كه نگاه احساسي در تماشاگر بوجود آورد. پيرزن را تقديس گرايانه در شروع فيلم بصورت سايه همراه با عصا و كفش مي بينيم و در يك نماي كلوز آپ بعدي پيرزن همراه چند كودك خردسال با فرغون در تصوير مي بينيم كه اين كاملاً دور از نگاه نقدس گرايانه مي باشد.
فريدون حسن پور فيلم ساز كم ذوقي نيست. در سكانسي نصير پسر سياه داخل تله كابين را به بلال حبشي تعبير مي كند،ديزالوهاي ابتداي فيلم براي گذر زمان بي بي براي عزيمت به امامزاده ، هنگامي كه مادر بزرگ سمعك خود را برمي دارد صدا و موسيقي قطع مي شود كه اين نشان از ذوق كارگردان مي باشد.
در وقتي همه خواب بودند شخصيت منفي ندارد . كريم كه در آغاز به سفر مكه بي بي حسادت مي كرد و انساني فتنه جوست با پرتاب سنگ بي بي به سمت او(به علامت رمي جمرات) متحول مي شود.
در پايان هنگام طواف گمان مي بريم كه بي بي مرده و با تكرار پلان فيلم ساز به اين مقوله تاكيد مي كند ناگهان در فصل پاياني بي بي زنده از آب در مي آيد.
ظاهرا بعد از پايان فيلم تماشاگران بايد به خواب بروند خوابي كه مدتها قبل از پايان قصه به سراغ مخاطب آمده است.
حس غریب
غروب روز جمعه که می رسه تمام منتاظران ظهور زانوی غم بغل می گیرن و اشک درچشمانشان حلقه می زندو از ته دل می گویند:
السلام علیک یا اباصالح المهدی
تو همون حس غریبی که همیشه با منه
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی
تو امید انتظاری تو دلای نا امید
مث دیدن ستاره تو شبای نا پدید
چه غریبونه گذشتن جمعه های سوت و کور
هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور
با تو ام با تو که گفتی تکیه گاه عاشقایی
دنیا نوری ساده ای بی انتهایی
مث لالایی بارون تو کویر بی صدایی
تو خود عشقی می دونم ناجی فاصله هایی
تو همون حس غریبی که همیشه با منه
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی
تو امید انتظاری تو دلای نا امید
مث دیدن ستاره تو شبای نا پدید
عمری یه دلم گرفته گله دارم از جدایی
می دونم یه غایب همیشه حاضر، تو کجایی؟تو کجایی
اللهم عجل لولیک الفرج

السلام علیک حین تصلی و تغنت
السلام علیک حین ترکع و تسجد
السلام علیک حین تحلل و تکبر
السلام علیک حین تحمد و تسغفر
السلام علیک حین تصبح و تمسی

دانشمندان میگن عبادت دستگاه ایمنی بدن رو تقویت میکنه . اونا متوجه شدن مقاومت بدن افرادی که درمراسم نیایش شرکت کرده بودن در برابر یک عامل بیماری ویروسی به مراتب بیشتر از کسانیه که در مراسم نیایش شرکت نکرده بودن. حالا وقتی عبادت روی جسم اینقدر تاثیر میذاره ، چقدر روی روح و روان تاثیر میذاره و چقدر میتونه ما رو از انواع بیماری های روحی و روانی محافظت کنه؟

جواب: سیگار
اما سوال درست اینه که اون چیه که هرچی بکشی عمرت رو کوتاهتر میکنه.
این موضوع که اولین کسانی که سیگار کشیدن چه کسانی بودن و چرا کشیدن رو نمی دونم اما در خصوص اثراتش کلی مطلب یاد گرفتم . مثلاً این که سیگار در سال پنج میلیون نفر را به کام مرگ می کشه و در ایران حدود 15 میلیون نفر به مصرف اون رو اوردن.
در کشور ما روزانه حدود2 میلیارد تومن صرف تهیه و مصرف محصولات دخانیات می شه . توجه کردید ( 2 میلیارد تومن روزانه!!!)
و نکته جالب تر اینکه 5/2 برابر این رقم صرف درمان بیماری های ناشی از سیگار میشه!و...
حالا تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل...
حاج آقا ری شهری رو که حتما می شناسین تولیت محترم آستان حضرت عبدالعظیم حسنی کاندیدای رقیب سید محمد خاتمی در انتخابات سال ۷۶ و وزیر اسبق تر اطلاعات و...... علی نوریانی رو هم که حتما نمی شناسیدش! فرزند نوریانی معروف و تنها وارد کننده خودرو ب.ام.و در ایران .
خب ! حالا که چی ؟!
الان میگم.

نورياني براي تضمين سود واردات خودرو با موسسه "ري" كه تحت زعامت آستان شاه عبدالعظيم حسني"س"قرار دارد همكاري می كند شايد نورياني شريكي بهتر از شركتي كه تحت هدايت حجت الاسلام و المسلمين ري شهري باشدرا پيدا نكرد.
به همین راحتی!!!
یه جای دیگه آقای نوریانی در مورد این شراکت پر سود میگه :
....نظر ما هم اين نبود خودرويي وارد ايران كنيم كه تمام مردم بتوانند از آن استفاده كنند چون اين تيپ ماشين ها كم نيست . پدرم از 75 سال پيش عقيده داشتند اگر كالاي از طريق اين موسسه وارد ايران ميشود بايد در نوع خودش در دنيا بهترين باشد به همين دليل من هم سالها وقت صرف كردم تا بتوانم اتومبيلي وارد كنم كه در دنيا بهترين است؛ بهترين اتومبيل ، بهترين سرويس و بهترين نگهداري.
ولي ميدانستيم كه حفظ اين ويژگي ها در ايران سخت تر است به همين علت 50 درصد سرمايه كمپاني را با سرمايه گذاري موسسه «ري» كه متعلق به آستان مطهر شاه عبدالعظيم حسني است، شريك شديم. ما به ادامه اين همكاري با موسسه ري مفتخر و مصريم ، زيرا در اين صورت اطمينان خاطري هم براي طرفداران بي نصيب B.M.W ايجاد ميشود كه 50 درصد سهام اين كمپاني در زمان سوددهي ، صرف امور خيريه مي شودو همينطور براي آنها كه خريدار اين ماشين هستند.
تیکه ها رو که دارین:بهترين سرويس و بهترين نگهداري ، شراکت با حاج آقا ری شهری ، اطمینان خاطر سود دهی با آقای ری شهری ، از همه مهمتر امور خیریه ، افتخار شراکت با حاج آقا ری شهری و....
حالا همه اینا به کنار، حساب کنید برای واردات ۳۰۰۰ ب.ام.و از قیمت ۴۴ میلیون تومان تا ۱۶۰ میلیون چه سود هنگفتی نصیب طرفین می شود. حالا طرف اصلی (نوریانی) به کنار چون به قول برو بچ کاسبه! ولی طرف دوم (حاج آقا ریشهری و شرکت تحت زعامت!) رو چی بگیم اونم کاسبه !!! باز خدا را شکر که به فکر امور خیریه هستن و تنها تنها نمی خورن ....
احتمالا برای نوسازی حرم حضرت عبدالعظیم به وجوهات شرعیه احتیاجه که این البته از عقل ناقص ما فراتره ما هم نباید نظر بدیم!!!!
خدا کنه این شراکت برای سواستفاده(ببخشید استفاده!!) از نفوذ و قدرت حاج آقا نباشه!!! در ضمن ورود حاج آقا رو به جمع کساب( جمع کسبه) خوشامد می گوییم و امیدواریم این شراکت که یوندش در آسمانهاست حالا حالاها به نفع طرفین و ب.ام.و سوارها ادامه یابد......
راستی( نه چپی فقط راستی!!!) عدالت خواهان کجان ؟!