جناح های سیاسی ایران(2)
حزب توده ایدئولوگان امپریالیستی-مارکسیستی یا اسلامگرایی متعهد
حزب توده و تاسیس آن
در مرداد 1332 احزاب و سازمان های متمایل به مارکسیسم دوگروه فعال در داخل ایران و یک گروه فعال در در تبعید را شامل می شد.دو گروه فعال در ایران عبارت بودند از :"حزب توده ایران"که در سال 1320 تاسیس شده بود و گروه مارکسیستی بسیار کوچکتری که در سال 1326 از حزب توده منشعب شده و به "نیروی سوم"معروف بود.گروه فعال در خارج از ایران بازمانده فرقه"دموکرات آذربایجان"بود که حکومت آن در سال 1325 در هم شکسته بود.اما در این زمان حضور نمادین در باکو،پایتخت آذربایجان شوروی حفظ می کرد.
حزب توده در دهه 1320
حزب توده یک ماه پس از آن که نیروهای متفقین به حکومت استبدادی رضا شاه پهلوی پایان دادند ،تاسیس شد.حزب توده خود را وارث به حق کمونیست قدیم ایران (1310-1299) و گروه 53 نفر (1310)قلمداد می کرد.واقعیت اینست که این حزب در ابتدا به عنوان یک حزب کمونیست پایه گذاری نشد.یعنی هدف نهایی آن استقرار یک دولت سوسیالیستی نبود بلکه به عنوان جبهه متحد نیروهای ضد فاشیستی و طرفدار قانون اساسی شکل گرفت.
رییس حزب در دوسال نخست، "سلیمان میرزا اسکندری"،یک شاهزاده قاجار بود که سوسیال دموکرات شده بود.وابستگی حزب توده به شوروی باعث شد حزب توده در گذر زمان تغییر جهت دهد.
در سال 1320 تا 1332 حزب توده از یک مجمع روشنفکران بی تجربه به یک حزب توده ای و یک نیروی سیاسی که در خارج جدی گرفته می شد ،متحول گردید.حزب دو بحران را که نزدیک بود آن را نابود کند با موفقیت پشت سر گذاشت ،نخست:در پی عقب نشینی شوروی از ایران در سال 1325فرقه دموکرات آذربایجان که متحد حزب توده بوده از سوی نیروهای دولت مرکزی مورد هجوم قرار گرفت و حکومت خود مختار در آذربایجان سرنگون شد.دومین بحران ،در سال 1327 و در پی سوء قصد به جان محمد رضا شاه پیش آمد که در آن هنگام حزب توده با مدارک در حادثه متهم و غیر قانونی اعلام شد و بسیاری از سران حزب دستگیر شدند.
حزب توده و جناح گرایی
رقابت جناحی از آغاز در حزب توده وجود داشت و ادامه یافت و رد فلج کردن در برابر کودتا نقش مهمی ایفا کرد. عوامل بسیاری به تشدید اختلافات شخصی و جناحی در درون حزب توده کمک کرد که می توان حسادت شخصی رهبران را مهم ترین دلیل و اختلافات ایدئولوژیک که جناح ها با نام مختلفی هم چون افراطی،محافظه کار،چپ و راست،تندرو یا میانه رو(جالب اینست هر دو جناح طرفدار شوروی و کمونیست بودند) برای هم به کار می بردند ،نام برد.
اعضای اصلی جناح تندرو و فعالان جوانی چون:نورالدین کیانوری،احسان الله طبری،امان الله قریشی،احمد قاسمی و غلامحسین فروتن و اعضای سالمند تری چون آوانسیان و عبدالصمد کامبخش را تشکیل می دادند که کامبخش به دلیل اینکه در دوران حکومت رضا شاه افسر نیروی هوایی بود و در حزب کمونیست ایران و 53 نفر فعالیت داشت بسیار بحث صورت می گرفت.
اعضا اصلی جناح راست یا میانه رو عبارت بودند از :مرتضی یزدی،ایرج اسکندری (هردو از قدیمی های 53 نفر)رضا راد منش،فریدون کشاورز،حسین جودت و نادر شرمینی (رییس سازمان جوانان تا سال 1331 بود).این جناح گرچه در ابتدا مخالف مصدق بود اما به تدریج به طرف پذیرش رهبری او حرکت کرد.کامبخش و قاسمی بعد از کیانوری نفر سوم بودند.کامبخش کارگزار حزب بود و ارتباط مستحکمی با شوروی داشت.قاسمی استالینیست سر سخت و نظریه پرداز جزم اندیش بود که بر اثر فشار نیروهای ضد مصدقی این دوسال 1331 محجبور به ترک کشور شدند.کامبخش به دنبال حوادث آذربایجان در سال 1325 همراه تنی چند از دیگر رهبران حزب از ایران خارج شد و به شوروی رفت و دیگر باز نگشت.در شهریور 1331 فروتن و قاسمی و بقراطی برای شرکت در کنگره نوزدهم حزب کمونیست اتحاد شوروی از ایران خارج شدند و دیگر برنگشتند.
کیانوری و فروتن رابطین اصلی سازمان نظامی بودند و گروه عملیاتی افرادی چون اسکندری،خسرو روزبه ،قاسم کشاورز و احسان طبری تشکیل می دادند.
این تشکیلات ترورهایی هم چون :
1- قتل احمد دهقان روزنامه نگار ضد توده ای
2-قتل محمد مسعود روزنامه نگار و مدیر روزنامه مرد امروز
3-سوء قصد به جان شاه در سال 1327
را بعهده گرفت.
تا اوایل و اواسط دهه 40 حزب توده فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشت. به طوری که ساواک از طریق نیروهای قدیمی حزب هم چون فریدون و حسن یزدی، فرزندان مرتضی یزدی به راحتی در حزب ورود پیدا و خط مشی اصلی حزب که شعار حمایت از طبقه کارگری را سر می دادند را تغییر داد و حزب برای مدتی در سخت ترین شرایط سیاسی فعالیت می کرد به طوری که دسته بندی های جدید همچون تشکیل هسته های مارکسیستی، مائوئیستی و گروه چپگرای افراطی استالنیستی در حزب به وجود آمد.
تهاجم و بن بست، قهر و سرکوب (57- 1349)
فعالیت حزب توده در ایران پس از انقلاب برپایه استراتژی ایفای نقش در اپوزیسیون وفادار و قانونی جمهوری اسلامی قرار داشت.در عین حال که مناسبات نزدیک تر جمهوری اسلامی و اتحاد شوروی را ترویج می کرد. حزب بین سال های 60- 1357 عموما از چپی ها در برابر لیبرالهای اسلامی جانبداری می کرد و خواستار تقویت نهادهای تحت کنترل مکتبی ها می شد.
حزب از طریق اعضای خود درارتش جمهوری اسلامی برای جلوگیری از کودتای سلطنت طلبان خرداد 1359 که معمولا کودتای نوژه خوانده می شود، کمک کرد. حزب توده در ارگان ها ونهادهای حقوقی، احزاب و گروه های سیاسی، چه اسلامی و چه لیبرال وسلطنت طلب و چپگرا نفوذ می کرد. هدف حزب ازاین فعالیتهای نفوذی عبارت بود از: 1- کسب اطلاعات از فعل و انفعالات و جناح بندی های درونی گروه ها وبه دست آوردن اسناد داخلی آنها
2- در مورد گروه های چپ، القای نظرات حزب درداخل این گروه ها و تلاش برای سمت دهی به مواضع عقیدتی و سیاسی آنها درجهت مورد نظر و مطلوب حزب
3- کسب اطلاعات تشکیلاتی وطرح های عملیاتی گروه های راستگرا و سلطنت طلب یا چپگرای مائوئیست و قراردادن اطلاعات (اختیار مقامات جمهوری اسلامی)به دو منظور|:
الف) نشان دادن حسن نیت و به مقامات جمهوری اسلامی ایران از طریق زمینه سازی در جهت تحقق شعار «اتحاد همه نیروهای ضد امپریالیستی» در قالب نظریه راه رشد غیر سرمایه داری
ب) ضربه زدن و از میدان خارج کردن گروه هایی که در عین دشمنی و رودرویی قهرآمیز با نظام جمهوری اسلامی، دشمنان استراتژیک حزب توده و اتحاد جماهیر شوروی به دست ارگان های امنیتی،-حکومتی در این رابطه توانستند که یکی از گروه های راستگرایی که قصد براندازی جمهوری اسلامی از طریق کودتای نظامی مخفیانه را داشت و گروهی به نام کودتای نوژه بودند را در حساس ترین شرایط به مقامات جمهوری اسلامی معرفی نمودند .
حزب توده و انحلال ایدئولوژی مارکسیسم
برچیده شدن چشمگیر تشکیلات حزب توده، بار دیگر ثابت کرد که این حزب برای فعالیت در شرایط سرکوب آمادگی ندارد. طی سال 1362، رهبران حزب توده یک به یک بر صفحه تلویزیونی دولتی ظاهر شدند و به جراید خود ازجمله جاسوسی برای اتحاد شوروی و تدارک براندازی جمهوری اسلامی ایران اعتراف کردند.
در برخی موارد، مقام های حزبی به صورت شاهدان برجسته برای دادستان عمل می کردندو اعضای دیگر را به اعتراف به گناهشان تشویق می نمودند. شگفت انگیزترین آنها هنگامی بود که ناخدا افضلی سعی داشت برخی اتهامات را انکار کند و مهدی پرتوی رابط حزبی او و مسئول شبکه مخفی حزب توده به نفع کیفرخواست عمل کرد و او را مجبور به اعتراف کرد. فروپاشی سریع حزب توده به دست حکومت و اعتراف رهبران آن، اپوزیسیون وباقی مانده اعضای حزب را در برابر این روال قرار داد که (در جواب این چرا ساده ترین توجهات را مطرح می کردند. کیانوری به نماینده سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران گفته بود «در زیر شکنجه اعتراف کرده است.»
در نیمه دوم دهه 1360 برخی رهبران سابق حزب توده، شروع به انتشار دیدگاه های کاملا متضادی کردند. مثلا احسان طبری ایدئولوگ برجسته حزب تا سال 1362، کتابهایی را در خصوص برتری اسلام بر مارکسیسم منتشر کرد. همزمان با آن کیانوری چه در خاطرات و چه در یک سلسله مصاحبه ها وفاداری خود را به دیدگاه های گذشته خودش نشان داد. اصلاحات دوران گورباچف را در شوروی محکوم و از اکثریت سیاست های گذشته دفاع کرد.
پس از سال 1362، حزب توده دیگر در داخل کشور موجودیت سیاسی فعالی نداشت. اکثریت رهبری آن در زندان بود و چند عضو رهبری در اتحاد شوروی و جمهوری دمکراتی آسمان تلاشی می کردند حزب را احیا کنند. اما نتیجه تلاش آنها تجزیه و پیدایش گروههای رقیب بود. فروپاشی حکومت های اروپای شرقی و سرانجام اتحاد شوروی، باقی مانده حزب را از پشتوانه مالی وتدارکاتی خود محروم کرد.